شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

239

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

بگويند ، حتى آنها مىدانند كه فرزند پيغمبر را كسى جز يزيد نكشته و اين همه اظهار ندامت و پشيمانيها و لعن بر پسر مرجانه تنها به منظور فريب دادن افكار عمومى و آرام نمودن هيجان شديد مردم است . اين واقعيتى است كه توسط يكى از فرماندهان بزرگ كوفه به شخص او گفته شد ، آن هم در مجلسى كه يزيد بزرگان شام و افسران ارتش خويش را براى تبرئهء خود حاضر ساخته بود . مرحوم سپهر مىنويسد : « يزيد مىخواست ذمّت خود را از قتل حسين عليه السّلام برى دارد . بزرگان شام را طلب نمود و ايشان را مخاطب داشت كه شما چنان دانسته‌ايد كه حسين بن على را من كشته‌ام يا به قتل او حكم رانده‌ام ؟ ! و حال آن كه چنين نيست ، بلكه پسر مرجانه كشت . آنگاه سرهنگان و قائدان سپاه كوفه را طلب داشت . شيث بن ربعى و مصائب بن وهيبه و شمر بن ذى الجوشن الضبابي و سنان بن انس النخعى و خولى بن يزيد الاصبحى و چند تن ديگر حاضر شدند . يزيد نخست روى به شيث بن ربعى كرد و گفت : تو كشتى حسين را و من منشور كردم قتل او را ؟ گفت : من نكشتم ، لعنت خدا بر آن كس كه كشت ! گفت : پس كيست قاتل ؟ گفت : مصائب بن وهيبه . يزيد روى به او كرد و آن كلمات را اعادت نمود . مصائب نيز به كردار شيث ربعى پاسخ داد بدين گونه در جواب يزيد هر يك آن امر فظيع را بر ديگرى مىبست تا نوبت به خولى بن يزيد اصبحى افتاد . متحير بود كه در جواب يزيد چه گويد . خاموش ايستاد و همگان يكديگر را نظاره مىكردند كه چاره انديشند . يزيد بانگ بر ايشان زد كه بعضى از بعضى چاره مىجوييد و پاسخ نمىگوييد ؟ سرهنگان بيچاره ماندند و متفق الكلمه گفتند : قاتل حسين ، قيس بن ربيع بود . يزيد روى به قيس كرد و گفت : تو كشتى حسين را ؟ گفت : من نكشتم ! گفت : واى بر شما ! پس كدام كس كشت ؟ قيس گفت : يا امير المؤمنين ! اگر مرا امان مىدهى مىگويم كيست كشندهء حسين ؟ گفت بگو كه از براى تو امان است . قيس گفت حسين را نكشت الا آن كس كه رايات جنگ بر افروخت و جيش از پى جيش روان ساخت . يزيد گفت آن كس كدام است ؟ قيس گفت : و الله اى يزيد ! تويى و تو كشتى حسين را . » « 1 » آرى ، اين حقيقتى است روشن و همه مىدانند كه كشندهء حسين و صادر كنندهء فرمان

--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، احوال سيد الشهداء ( ع ) ، ج 3 ، ص 175 .